لريدا1. دانشگاه لريدا (در سگره) را، هيماي دوم آراگوني در 1300، تأسيس كرد، و بونيفاس هشتم (پاپ از 1294 تا 1303)، براي آن فرماني صادر كرد. در سدهٴ پانزدهم، اين دانشگاه تدريجاً از ميان رفت.
پرتغال
ليسبون و كوئيمبرا2. شاه دينيش (دنيس) در ليسبون دانشگاهي تأسيس كرد كه در 1290، فرمان نيكولاس چهارم (پاپ از 1288 تا 1292) را به دست آورد. در 1308 ـ 1309، به كوئيمبرا نقل مكان كرد. عليرغم انقلابهاي بسيار، اين دانشگاه تا امروز تنها دانشگاه ملي پرتغال باقي ماند.
كالجهاي انگليس
در انگلستان، خيلي زود، دو دانشگاه قديمي به كالجهايي3 تقسيم شدند، و اينها دست كم از نظر ظاهر مهمتر از خود دانشگاهها گرديدند. در حالي كه در قارهٴ اروپا كالجها يا شبانهروزيهاي دانشجويان تحت سلطهٴ دانشگاهها بودند، در انگلستان قضيه برعكس بود. بيشك اين از تمايل بيشتر به فردگرايي در مردم انگليس ناشي ميشد.
صرفنظر از صومعهٴ دومينيكي آكسفورد (1221)، و صومعههاي فرانسيسي كه در 1224، در آكسفورد و در 1224 ـ 1225، در كمبريج تأسيس شد، قديميترين كالجها مربوط به نيمهٴ دوم سدهٴ سيزدهم است، به شرح زير:
آكسفورد
باليول4 (1260 ـ 1266). سرجان دوباليول (وفات: 1269) تصميم گرفت وسيلهٴ گذران ثابتي براي برخي از محصلان آكسفورد تأمين كند. كالج باليول در 1266، تأسيس شد؛ و در سال1282، بيوهٴ باليول به نام دِوورگويلا5 آن را تكميل كرد.
مِرتُن6 (1263 يا 1264). والتر دو مِرتُن كه در 1274، اسقف روچستر شد، و در 1277، درگذشت؛ در 1263 يا 1264، اين كالج را وقف كرد. هدف اصلي تأمين امكانات تحصيل دانشجويان حقوق و كلام بود. در مقررات سال 1270، اين موٴسسه دقيقتر توصيف شده است.
همچنان كه در مجلد سوم خواهيم ديد كالج مِرتن در تاريخ رياضيات سدهٴ چهاردهم، نقشي عالي ايفا كرد.